عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
328
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
صولة الكريم . گويند : از حملهور شدن مرد بزرگوار و بخشنده - چون گرسنه ماند - بترسيد و نيز از حملهور شدن فرو مايهء ناكس - چون سير گردد - بهراسيد . نيز گويند : نعوذ باللّه من صولة الكريم إذا جاع و ضربة الجبان اذا خاف . صيد ابن آوى . هر چيز راى كه به دست آوردن آن دشوار باشد و به سختى بتوان بدان دست يافت - و چون به دست آيد سودى نداشته باشد - به شكار كردن شغال مانند كنند . شاعر گفته : كان ابن آوى و هو صعب فإذا * ما صيد يوما لا يساوى خردله يعنى : شغال - كه شكار آن بسيار دشوار است - چون روزى او راى بگيرند ارزش يك خردل نيز ندارد . ابن الرومى نيز مانند آن - بلكه بيشتر از آن - دربارهء خوك گفته است : أصبحت كالخنزير فى الطّرائد * ليس لمن يطلبه من صائد و ربّما أتلف نفس الطارد يعنى : تو در ميان نخجيران كه دنبالشان كنند مانند خوك هستى كه هيچ شكارچى در پى آن نرود و اگر رود بسا كه جانش راى در آن راه از دست بدهد . [ ض ] ضبّ السّحا . جاحظ گفته : عرب گويد سوسمار سحا « 1 » ، همانسان كه گويد آهو با بز كوهى ربل ، و خارپشت سنگزار و شنزار ، يا خرگوش حلّه « 2 » ، يا شيطان انجير كوهى . و عرب در اين سخن خود اين سوسمار راى از گونههاى ديگرش خواه در فربهى ، يا در گزندرسانى ، يا در نيرومندى - جدا مىسازد . ضبّ الكدية . سوسمار زمين درشت . عرب در امثال خود گويد : فلان سوسمار زمين درشت است يعنى كه نتوان بر او دست يافت . و از آن روى اين سوسمار را به كديه نسبت مىدهند كه سوسمار از بيم فروريختن لانه تنها در جاى سخت
--> ( 1 ) - سحا ( ج سحاة ) : درختى است پرخار . ( م . ) . ( 2 ) - حلّة : درختى خاردار . ضبط ابراهيم صالح : الخلّة . ( م . ) .